آینده‌های دموکراسیEN

نمایشگاه در یک جعبه

کیت

همهٔ این سایت را می‌شود در یک شب توی یک کافه، سالن مدرسه یا یک دورهمی برد: یک پرده، یک لپ‌تاپ، چند گوشی، و پانزده پوستر که همین‌جا چاپ می‌شوند. این فهرست همان کارهایی است که باید کرد.

۱۵ پوستر · A2

  1. ۱ · پرده

    یک لپ‌تاپ را به پروژکتور بزن و یکی از دیوارها را تمام‌صفحه باز کن: /wall/hopes برای تختهٔ آرزوها، /wall/voices برای شبکهٔ صداها، /wall/participate برای نخ‌ها، /wall/movement برای جمله‌ها، /wall/majles برای آیینه. دیوار خودش می‌چرخد و هر چند دقیقه از نو با جمعیت تازه پر می‌شود؛ هیچ دکمه‌ای روی پرده نیست.

  2. ۲ · کیوسک

    یک تبلت یا لپ‌تاپ دوم را با ?kiosk=1 در آدرس هر صفحه باز کن. تمام‌صفحه می‌شود، هیچ پیوندی به بیرون ندارد، و پنج دقیقه بی‌کاری همه‌چیز را پاک می‌کند و به صفحهٔ اول برمی‌گردد تا نفر بعدی از نو شروع کند. با ?kiosk=0 تمام می‌شود.

  3. ۳ · گوشی‌ها

    پوسترها را چاپ کن و به دیوار بزن. هر پوستر یک کد دارد که با دوربین گوشی به همان تجربه می‌رسد؛ کسی که با گوشی خودش آمده، همان‌جا کارش را می‌کند و مهرش را می‌گیرد. کارت بازدید در «کارنامهٔ تو» همرسانی می‌شود.

  4. ۴ · چاپ

    دکمهٔ «چاپ» همین صفحه را چاپ می‌کند: اول همین فهرست، بعد پانزده پوستر، هرکدام یک برگ در قطع A2 (در تنظیم چاپ، اندازهٔ کاغذ را A2 و حاشیه را صفر بگذار؛ چاپ روی A3 هم می‌شود، کوچک‌تر). همه سیاه روی سفید، تا با هر چاپگری در بیاید.

  5. ۵ · صدا

    اگر بلندگو داری، روی لپ‌تاپ پرده صدا را روشن نکن؛ دیوارها بی‌صدا بهترند. گوشیِ هر تجربه روایت خودش را دارد؛ روی یک گوشی با هدفون بگذار تا هرکس خواست بردارد.

  6. ۶ · بحث

    زیر مقالهٔ هر تجربه چند پرسش «برای بحث» هست. یکی را انتخاب کن و روی تخته بنویس. یک نفر که تجربه را قبلاً کرده کافی است تا جمع را راه بیندازد.

  7. ۷ · آخر شب

    چیزی برای جمع کردن نیست. هر کاری که آدم‌ها کرده‌اند بی‌نام در «هفتهٔ گذشته» شمرده می‌شود و در «دادهٔ باز» می‌ماند. کیوسک را با ?kiosk=0 ببند و لپ‌تاپ را بردار.

پوسترها

هر پوستر همان چیزی است که گوشی هر تجربه می‌گوید، با کدی که به همان صفحه می‌رسد. روی صفحه این‌طور دیده می‌شوند؛ روی کاغذ سیاه روی سفید، یک برگ برای هرکدام. ساختمان همین پانزده در را روی یک پرده می‌گذارد.

رأی

حالِ همه‌مان چطور است؟

دموکراسی بیشتر، متفاوت، یا کمتر؟

حالم؟ بد نیست، اما خسته‌ام. آزادی، برابری، همبستگی؛ سه کلمه که سال‌هاست روی دوش من‌اند و هر کدام سنگین‌تر از دیروز. این‌جا چهار داستان از سال ۱۴۱۵ هست؛ در یکی بزرگ‌تر می‌شوم، در یکی عوض می‌شوم، در یکی کوچک، و در یکی نیستم. یکی را بخوان و بگو کدام را می‌خواهی. مجسمه به رنگت درمی‌آید.

آینده‌های دموکراسی · ایران

iranelect.com/democracy

صدا

رشته‌های رابطه

کجا و چقدر پای کار می‌آیی؟

رابطهٔ من با تو گاهی به یک نخ بند است. بعضی‌ها پشتشان را به من می‌کنند، بعضی‌ها آن‌قدر می‌کوبند که به دیوار می‌خورند. این‌جا نخی به رنگ گروه سنی‌ات بردار و دور پنج پاسخ بپیچ: کجا، چه وقت، چقدر. نخت کنار صد و شصت نخ دیگر می‌نشیند. بعد ببین شبیه کیستی، و از کجا رشته‌ات جدا می‌شود.

آینده‌های دموکراسی · ایران

iranelect.com/participate

صدا

بودجهٔ محله

ده میلیارد تومان و محلهٔ تو؛ چه می‌سازی؟

کیسه‌ای به دستت می‌دهند: صد سکه، هر کدام صد میلیون تومان. حدود یک‌دهم سهم محله‌ات از بودجهٔ سالانهٔ منطقه، اگر کسی آن را به رأی می‌گذاشت. هشت سینی روبه‌روی توست: زمین بازی، پیاده‌رو، درخت، چراغ. یکی از آن‌ها از دست شهرداری بیرون است؛ خودت پیدایش کن. سکه‌ها را بگذار تا کیسه خالی شود، بعد ببین دیگران کجا گذاشته‌اند. هر سکه که این‌جا می‌گذاری، جای دیگری نیست. من همین‌ام: انتخاب با جیب محدود.

آینده‌های دموکراسی · ایران

iranelect.com/budget

رأی

چرخ‌دنده‌های تنوع

کدام چرخ‌دنده را می‌چرخانی؟

من از چرخ‌دنده ساخته شده‌ام: انتخابات، احزاب، سهمیه‌ها. یکی را بچرخانی، بقیه هم می‌چرخند؛ همیشه همین بوده. این‌جا یازده چرخ کوچک دورشان نشسته، هر کدام یک پیشنهاد: رأی از شانزده سالگی، رأی بی‌شناسنامه، سهمیهٔ زنان. دستگیره را بگیر و بچرخان تا پنجره‌اش باز شود. بعد بگو بله یا نه. من گوش می‌دهم.

آینده‌های دموکراسی · ایران

iranelect.com/gears

رأی

شانسِ قرعه

قرعه یا رأی؟

یک صبح در راه مجلسی، بی‌آنکه کسی به تو رأی داده باشد؛ قرعه به نامت افتاده. غریب است؟ برای من نه. آتنی‌ها همین‌طور مرا اداره می‌کردند. این‌جا سه پرسش با دو رو هست: چه کسی بهتر نمایندگی‌ات می‌کند، احزاب چه می‌شوند، به کدام اعتماد می‌کنی. دیسک را بچرخان، هر دو رو را بخوان، بعد حکم بده. دستگاه قرعه هم پایین منتظر است.

آینده‌های دموکراسی · ایران

iranelect.com/sortition

رأی

آیینهٔ مجلس

مجلس شبیه کیست؟

مرا نگاه کن. نه، این‌طور نه؛ روبه‌روی خودم بایست. سمت راست، دویست و نود نفری که در مجلس دوازدهم نشسته‌اند؛ سمت چپ، پنجاه میلیون نفری که می‌توانستند بنشینند. سن، جنسیت، استان، سابقه. لغزنده را بکش تا فاصله را ببینی. بعد قرعه بکش: دویست و نود نفر از همین جمعیت، به بخت و به نسبت. آخر بگو کدام شبیه ایران است. من جواب را نمی‌دانم؛ آیینه‌ام.

آینده‌های دموکراسی · ایران

iranelect.com/majles

رأی

صندوق: شمارش

همان رأی‌ها، چند مجلس؟

صندوق را باز کن. یک میلیون و پانصد هزار برگه، هر کدام تا سی نام. سی نفر اول می‌برند، اگر از یک‌پنجم بگذرند؛ چهارده نفر گذشتند، شانزده نفر ماندند برای دور دوم. حالا همان برگه‌ها را جور دیگری بشمار: یک نام، یا یک فهرست. رأی‌ها عوض نمی‌شوند؛ مجلس عوض می‌شود. من زیر قاعدهٔ شمارش زندگی می‌کنم و قاعده را کسی به رأی نمی‌گذارد.

آینده‌های دموکراسی · ایران

iranelect.com/count

صدا

روی همهٔ کانال‌ها

چه کسی نظرت را می‌سازد؟

دویست و سی ابزار برای اینکه نظرت را بسازند، و بیشترشان را هیچ‌وقت نمی‌بینی. من روی همهٔ کانال‌ها هستم، اما آن‌ها هم هستند: داده جمع می‌کنند، پروفایل می‌سازند، به تو می‌رسند، پول جمع می‌کنند، اثر می‌سنجند. روی نقطه‌ها بزن تا اسمشان را ببینی. بعد پایین، پشت میز افکارساز بنشین و خودت یک کارزار بساز. می‌فهمی چقدر ساده است.

آینده‌های دموکراسی · ایران

iranelect.com/influence

رأی

لبخند بزن، رأی بده

اگر دستگاهی به‌جای تو رأی بدهد؟

تصور کن دستگاهی چهره‌ات را بخواند و به‌جای تو رأی بدهد. راحت است، نه؟ بدون صف، بدون تردید. این استارتاپ خیالی همین را می‌فروشد، با همان زبانی که سامانه‌های واقعی با آن معرفی می‌شوند. برو تو، لبخند بزن، نتیجه را بگیر. بعد دکمهٔ قرمز را بزن: «صبر کن، من انتخاب نکردم!» چون واقعاً انتخاب نکردی. نکته همین است.

آینده‌های دموکراسی · ایران

iranelect.com/smile-to-vote

صدا

شبکهٔ صداها

مردم چه می‌گویند، و تو کجای آنی؟

هزار و چند صدا این‌جا جمع شده و هر کدام جایی در شبکه ایستاده. هشت پرسش هست: بزرگ‌ترین مشکل، شغل ایده‌آل، شهر سالم. میکروفون را بردار، یا بنویس. جوابت با موضوع و کلیدواژه کنار جواب‌های دیگران می‌نشیند و می‌بینی نزدیک کی ایستاده‌ای و از کی دوری. من از همین نزدیکی‌ها ساخته می‌شوم، نه از داد و فریاد.

آینده‌های دموکراسی · ایران

iranelect.com/voices

زمین

دعوا یا توافق؟

یک رودخانه، سه مدعی؛ چه می‌کنی؟

سرِ یک رودخانه، سه نفر. تو شهر را می‌خواهی، آیدا کشاورزان را، بابک فولاد را. شبکه یکی است و هر خانه‌ای که روشن کنی، حساب بقیه هم عوض می‌شود. دوازده دور فرصت داری. اگر همه بیشترِ الگویشان را بگیرند، توافق است و مجسمهٔ پشت میز روشن می‌شود. بازی کن. توافق همیشه باختن نیست؛ بیشتر وقت‌ها، خودِ من است.

آینده‌های دموکراسی · ایران

iranelect.com/compromise

زمین

چه کسی در راه است؟

گذرنامه‌ات چند در باز می‌کند؟

یک سند سفر جهانی، بی‌ویزا، برای همه. تصورش سخت است؟ برای دارندگان بعضی گذرنامه‌ها نه. ده جمله روی پلاک‌های زرد هست؛ با هر کدام موافقی یا مخالف، طنابت را تا دیوار بکش. کنار هفتاد طناب دیگر، گرایشت پیدا می‌شود. پایین هم قفسه‌ای هست: گذرنامه‌ها، واقعی و خیالی، از نانسن تا قطب جنوب. با کدام به کجا می‌رسی؟

آینده‌های دموکراسی · ایران

iranelect.com/movement

زمین

این‌همه چیز، برای چه؟

برای یک زندگی خوب چقدر کافی است؟

اگر همه مثل ما زندگی کنند، نزدیک دو زمین لازم است. من فقط دربارهٔ رأی نیستم؛ دربارهٔ چیزهایی هم هستم که می‌خریم، دور می‌ریزیم و از زمین بیرون می‌کشیم. این دیوار پانزده عدد دارد: غذایی که دور ریخته می‌شود، بنزینی که هر روز می‌سوزد، آبی که هر تهرانی مصرف می‌کند. هر کدام را برگردان تا ببینی یعنی چه و از کجا آمده.

آینده‌های دموکراسی · ایران

iranelect.com/consumption

صدا

به کدام آرزو پر و بال بدهیم؟

آرزویت برای آینده چیست؟

آرزوها این‌جا یادداشت‌های زردی‌اند روی تختهٔ یک کافه، جایی که هر کس رد می‌شود یکی می‌خواند و یکی می‌نویسد. هر کس آرزویی برای آینده دارد و بعضی‌ها آن را نوشته‌اند: هوای پاک، مسئولانی که راست بگویند، مدرسه‌ای که توافق درسش باشد. مال خودت را بنویس. بعد سه تا از آرزوهای دیگران را که فکر می‌کنی برای همه مهم است به طاقچه بفرست. من از آرزوهای مشترک ساخته می‌شوم.

آینده‌های دموکراسی · ایران

iranelect.com/hopes

صدا

نامه به ۱۴۱۵

به ده سال بعد چه می‌گویی؟

کاغذ، قلم، موم. سیصد حرف به سالی که داستان‌های این‌جا در آن می‌گذرد: ۱۴۱۵. به خودت بنویس، به کسی که آن روز هجده‌ساله است، یا به شهر خودت. بعد مهر کن. از آن لحظه هیچ‌کس نمی‌خواند، خودت هم نه، تا نوروز ۱۴۱۵ که همین صفحه در را باز می‌کند. من هم نامه‌ام: چیزی که آدم‌ها به آینده می‌نویسند و بعد باید ده سال پایش بایستند.

آینده‌های دموکراسی · ایران

iranelect.com/letter

آینده‌های دموکراسی · ایران۱۴۰۵
آینده‌های
دموکراسی
پانزده تجربه دربارهٔ آینده‌های دموکراسی در ایران
۰۰۰