آینده‌های دموکراسیEN

ساعت نه و نیم صبح است و قرعه به نام تو افتاده: داری می‌روی مجلس. سه پرسش، هر کدام با دو رو؛ بچرخان و مقایسه کن.

چه کسی بهتر می‌تواند مرا نمایندگی کند؟

برای نمایندگیِ تو، کدام بهتر است؟

کار احزاب را چه کسی بر عهده می‌گیرد؟

کدام با این پرسش‌ها بهتر کنار می‌آید؟

به چه کسی بیشتر اعتماد می‌کنیم؟

به کدام بیشتر اعتماد می‌کنی؟

دموکراسی قرعه‌ای، چطور کار می‌کند؟

  1. شهروندان به قید قرعه انتخاب می‌شوند؛ مثلاً از سامانهٔ ثبت احوال. بیشتر از تعداد کرسی‌ها دعوت می‌شوند.
  2. از همهٔ دعوت‌شدگان اطلاعات بیشتری پرسیده می‌شود: شغل، سن، تحصیلات، استان، و مانند آن.
  3. در قرعهٔ دوم، یک الگوریتم ویژگی‌ها را می‌سنجد و مجمع را طوری می‌چیند که تا حد ممکن آینهٔ گوناگونی جمعیت باشد.
  4. اگر گروهی کم‌شمار باشد، وزنش را بالا می‌برند تا مجمع شبیه جامعه شود.

هزار نفر دعوت شدند و ۳۱۱ نفر قبول کردند: دانشگاهی‌ها و سالمندان بیش از سهمشان، کم‌تحصیل‌ترها و روستایی‌ها کمتر. قرعهٔ دومِ طبقه‌بندی‌شده ترکیب را به جمعیت نزدیک می‌کند.

  • جمعیت
  • ۹۹ نفر اولی که قبول کردند
  • قرعهٔ طبقه‌بندی‌شده

سن

  • ۱۸ تا ۲۹

    ۲۴٪
    ۲۰٪
    ۲۴٪
  • ۳۰ تا ۴۹

    ۴۳٪
    ۳۸٪
    ۴۲٪
  • ۵۰ تا ۶۴

    ۲۱٪
    ۱۹٪
    ۲۱٪
  • ۶۵ به بالا

    ۱۳٪
    ۲۲٪
    ۱۲٪

جنسیت

  • زنان

    ۵۰٪
    ۵۶٪
    ۴۹٪
  • مردان

    ۵۱٪
    ۴۴٪
    ۵۱٪

تحصیلات

  • زیر دیپلم

    ۳۵٪
    ۱۹٪
    ۳۴٪
  • دیپلم و فنی

    ۳۹٪
    ۳۴٪
    ۳۹٪
  • دانشگاهی

    ۲۷٪
    ۴۶٪
    ۲۶٪

محل زندگی

  • تهران

    ۱۶٪
    ۱۹٪
    ۱۶٪
  • شهرهای دیگر

    ۵۸٪
    ۶۸٪
    ۵۹٪
  • روستا

    ۲۶٪
    ۱۳٪
    ۲۵٪

رأی · مجلس به قید قرعه

شانسِ قرعه

یک جلسه در مجمع

مجمع شهروندی زاینده‌رود، هفتهٔ ششم

گشایش

از داستان رضا در «حالِ همه‌مان چطور است؟»: صد و بیست نفر به قید قرعه، هر پنجشنبه دور یک میز، و دو صندلی که همیشه خالی است. امروز یک صندلی مال توست. آدم‌های دور میز نوشته شده‌اند؛ حرف‌هایشان به انتخاب تو بستگی دارد.

جدول تابستانلیلاحاج قاسمبهراممهندسرودخانهرضامریمساراتونیامده‌ها

لیلا · تسهیلگر

هفتهٔ ششم. صد و بیست نفر، از ورزنه تا چادگان، و امروز یک صندلی تازه: تو. قاعده‌ها همان‌هاست: هرکس حرف می‌زند، اول می‌گوید از کجا آمده؛ هرکس سهم بیشتری بخواهد، اول از دو صندلی خالی حرف می‌زند: رودخانه، و آن‌ها که هنوز به دنیا نیامده‌اند. پرسش امروز جدول تابستان است: آبی که هست، بین شالی و فولاد و تالاب و شهر چطور تقسیم شود. حاج قاسم، از تو شروع می‌کنیم.

رأی · شانسِ قرعه

اگر قرعه به نام تو بیفتد و به مجلس بروی؟ سه پرسش با دو رو، و دستگاهی که نشان می‌دهد قرعهٔ عادلانه چطور کار می‌کند.

شانسِ قرعه

ساعت نه و نیم صبح در تهران است. حالا تصور کن: داری می‌روی مجلس تا منافع همهٔ شهروندان را نمایندگی کنی. اما کسی به تو رأی نداده؛ قرعه به نام تو افتاده. همان قرعه‌ای که برای مسکن و خودرو می‌شناسیم. دموکراسی بدون انتخابات؟! چیزی که اول غیرقابل تصور به نظر می‌رسد، میان پژوهشگران بحثی جدی است: اگر تصمیم‌های سیاسی را آدم‌هایی بگیرند که به قید قرعه انتخاب شده‌اند، همه شانس برابری برای شنیده شدن دارند. آیا این اعتماد ما به سیاست را بیشتر می‌کند؟ چه به دست می‌آوریم و چه از دست می‌دهیم؟

نوشتهٔ ما

مجلس اول، شش طبقه

نمایندگیِ توصیفی برای ایران غریبه نیست. مجلس اول در ۱۲۸۵ بر پایهٔ شش طبقه انتخاب شد: شاهزادگان و قاجارها، علما، اعیان، بازرگانان، مالکان و اصناف. هر طبقه نمایندگان خودش را می‌فرستاد تا مجلس شبیه جامعه‌ای باشد که می‌شناختند. قرعه همان کار را با ابزاری دیگر می‌کند.

نوشتهٔ ما

منابع

  • مجلس اول و شش طبقه: نظام‌نامهٔ انتخابات ۱۲۸۵: شاهزادگان و قاجارها، علما، اعیان، بازرگانان، مالکان، اصنافنظام‌نامهٔ انتخابات ۱۲۸۵، ۱۲۸۵

دموکراسی قرعه‌ای، چطور کار می‌کند؟

شهروندان به قید قرعه انتخاب می‌شوند؛ مثلاً از سامانهٔ ثبت احوال. بیشتر از تعداد کرسی‌ها دعوت می‌شوند.

از همهٔ دعوت‌شدگان اطلاعات بیشتری پرسیده می‌شود: شغل، سن، تحصیلات، استان، و مانند آن.

در قرعهٔ دوم، یک الگوریتم ویژگی‌ها را می‌سنجد و مجمع را طوری می‌چیند که تا حد ممکن آینهٔ گوناگونی جمعیت باشد.

اگر گروهی کم‌شمار باشد، وزنش را بالا می‌برند تا مجمع شبیه جامعه شود.

از نمایشگاه

یک جلسه در مجمع

این جلسه از داستان رضا در «حالِ همه‌مان چطور است؟» درآمده: مجمعی که با قرعه انتخاب شده و هر پنجشنبه دور یک میز می‌نشیند تا جدول آب را بنویسد. آدم‌های دور میز نوشته‌اند، نه ساخته‌شده با دستگاه؛ لیلا و حاج قاسم و بهرام و مهندس این سایت‌اند، رضا و مریم و سارا از چهار داستان آمده‌اند. حرف‌هایشان به آنچه تو انتخاب می‌کنی بستگی دارد و بیست‌وچند شاخه بیشتر ندارد.

عددی در این جلسه نیست که در فهرست عددهای سایت نباشد: مهندس ترتیب سهم‌ها را به کلمه می‌گوید و سه تونل کوهرنگ را نام می‌برد، همین. طومار شیخ بهایی واقعی است و چهارصد سال است تقسیم زاینده‌رود را می‌گوید؛ سهم‌هایش این‌جا فقط اشاره‌اند. صندلی و رأی تو بی‌نام ثبت می‌شود و آخر جلسه سهم دیگران را می‌بینی. پرسش آخر رضا همان پرسش این تجربه است: قرعه یا رأی؟

نوشتهٔ ما

منابع

  • تونل‌های کوهرنگ: سه تونل انتقال آب از سرشاخه‌های کارون به زاینده‌رود (۱۳۳۲، ۱۳۶۴، در دست ساخت)؛ رودخانه در اصفهان بیشتر سال خشک استشرکت آب منطقه‌ای اصفهان؛ گزارش‌های مطبوعاتی، ۱۴۰۳(نقل‌شده)

چه کسی بهتر می‌تواند مرا نمایندگی کند؟ در دموکراسی انتخاباتی

بحث بودجه، قانون تازهٔ بیمه، تقسیم آب: مسئله‌ها و تصمیم‌های سیاسی پیچیده‌اند. سیاست‌مدارانِ باتجربه با ریزه‌کاری‌های سیاست آشنایند. در موضوع‌های گوناگون تخصص دارند و آن را از راه جریان و لیستشان منتقل می‌کنند. این به آن‌ها امکان می‌دهد راه‌حل‌های خلاقانه پیدا کنند و تعارض‌ها را حل کنند. در گفت‌وگو با رأی‌دهندگان، جریان‌های دیگر و در بحث‌های سیاسی، دیدگاه‌های تازه می‌گیرند.

از نمایشگاه

چه کسی بهتر می‌تواند مرا نمایندگی کند؟ در دموکراسی قرعه‌ای

اگر قرعه تعیین‌کننده بود، نمایندگان تجربه‌های زیستهٔ بسیار متنوع‌تری به بحث‌های سیاسی می‌آوردند؛ به شرطی که بشود آدم‌های هرچه گوناگون‌تر را به مشارکت کشاند. آیا مجلسی متنوع «به خودی خود» ارزشمند است و با گروه‌های مختلف جامعه منصفانه‌تر رفتار می‌کند؟ شاید صدای اقلیت‌ها بهتر شنیده و پذیرفته شود. و شاید آدم‌ها را به مشارکت بیشتر در سیاست ترغیب کند.

از نمایشگاه

کار احزاب را چه کسی بر عهده می‌گیرد؟ در دموکراسی انتخاباتی

احزاب و جریان‌ها نظرها را از جامعه جمع می‌کنند، منافع گوناگون را کنار هم می‌گذارند، توافق می‌سازند، پیشنهاد تازه می‌نویسند و آن را از راه فراکسیون‌هایشان به مجلس می‌برند. بعضی پژوهشگران معتقدند بدون انتخابات دیگر حزبی نمی‌ماند؛ دست‌کم نه به شکلی که امروز می‌شناسیم. کارهایش را چه کسی بر عهده می‌گیرد؟

از نمایشگاه

کار احزاب را چه کسی بر عهده می‌گیرد؟ در دموکراسی قرعه‌ای

پرسش‌های بیشتری هم هست: دموکراسیِ قرعه‌ای با اعتراض‌ها و پروژه‌های بلندمدت چه می‌کند؟ بحث‌ها را بهترین سخنران‌ها قبضه می‌کنند؟ مجلس را عملاً مشاوران کارشناس هدایت می‌کنند؟

از نمایشگاه

به چه کسی بیشتر اعتماد می‌کنیم؟ در دموکراسی انتخاباتی

اسم و کد را بنویس! برگهٔ رأی به شهروندان آزادی می‌دهد که تصمیم بگیرند چه کسی به مجلس برود. پیش از آن رقابتی بر سر قدرت سیاسی هست: کدام نامزد در کارزار استدلال قانع‌کننده‌تری دارد، من و منافع و موضعم را بهتر نمایندگی می‌کند، یا صرفاً دوست‌داشتنی‌تر است؟ انتخابات بهترین راه برای جمع کردن صداهای مختلف شمرده می‌شود. هر رأی ارزش برابر دارد و در تعیین ترکیب مجلس سهیم است. بازنده‌ها می‌توانند دور بعد دوباره نامزد شوند.

از نمایشگاه

به چه کسی بیشتر اعتماد می‌کنیم؟ در دموکراسی قرعه‌ای

یک بار و بس: نمایندهٔ قرعه‌ای دوباره انتخاب نمی‌شود، پس مسئولیت کمتری در برابر پیامد کارهایش دارد. اما این لزوماً عیب نیست: لازم نیست به کسی وعدهٔ انتخاباتیِ تاکتیکی بدهد و از خط جریانی پیروی کند. رابطهٔ درازمدت با لابی‌ها و رانت‌جوها؟ احتمالاً آن هم نمی‌ماند. پس جای بیشتری برای بحث بر سر استدلال بهتر باز می‌شود.

از نمایشگاه

حالا / در ایران آزاد

  • حالا

    از حدود چهل و نه هزار ثبت‌نام‌کننده، حدود پانزده هزار نفر به برگه رسیدند؛ بقیه را شورایی حذف کرد که کسی به آن رأی نداده.

    تأیید صلاحیت نامزدهای مجلس ۱۴۰۲، اسفند ۱۴۰۲ · نظارت استصوابی، ۱۳۷۰

    در ایران آزاد

    نامزدی یک فرم است، گاهی چند صد امضا یا ودیعه‌ای که برمی‌گردد؛ باور نامزد را رأی‌دهنده می‌سنجد، نه هیئتی.

    نامزدی در کشورهای آزاد، ۲۰۲۴

    فاصله: دو نفر از هر سه نامزد.

  • حالا

    مجلسی به قرعه در ایران امروز ممکن نیست، چون خودِ قرعه هم از صافی تأیید صلاحیت می‌گذشت.

    نظارت استصوابی، ۱۳۷۰

    در ایران آزاد

    مجمع شهروندی ایرلند نود و نه نفر به قرعه بود و پیشنهادش به همه‌پرسی رسید؛ فرانسه صد و پنجاه نفر و صد و چهل و نه پیشنهاد.

    مجمع‌های شهروندی با پاسخ رسمی، ۲۰۲۰

    فاصله: یک نهاد که این‌جا نیست.

هر عدد سمت «حالا» از فهرست عددهای سایت است؛ هر عدد سمت «در ایران آزاد» رقم واقعی کشوری آزاد یا نهادی بین‌المللی است، نه آرزو.

برای بحث

  1. اگر قرعه به نام تو بیفتد، می‌روی؟ چه چیزی مانعت می‌شود؟
  2. به مجلسی که به قید قرعه چیده شده بیشتر اعتماد می‌کنی یا به مجلسی که انتخاب شده؟ برای کدام تصمیم‌ها؟
  3. مجلس اول از شش طبقه چیده شد. امروز کدام «طبقه‌ها» جایشان خالی است؟
  4. در مجمع زاینده‌رود دو صندلی خالی است: رودخانه، و آن‌ها که هنوز به دنیا نیامده‌اند. در تصمیم‌های شهر تو کدام صندلی خالی است؟

در همین موضوع · رأی

چه می‌شود کرد · رأی

  • شوراها

    حالاانتخابات هفتم شوراهای شهر و روستا هنوز بی‌تاریخ است و نامزدهایش از همان صافیِ تأیید صلاحیت می‌گذرند. شورایی که انتخاب می‌کنی، بودجه‌اش را شهرداری می‌بندد.

    در ایران آزادشورای محله با سهمی از بودجه که خودش خرج می‌کند، نامزدی بی‌صافی، و تاریخ انتخاباتی که در قانون است، نه در دست کسی.

  • رأی سفید و نیامدن

    حالابرگهٔ سفید در آمار رسمی جزو «آرای باطله» می‌آید و پای صفحه اعلام می‌شود. نیامدن هم شمرده می‌شود: در ۱۴۰۲ از هر صد نفر پنجاه و نه نفر.

    در ایران آزادرأی سفید ستون خودش را دارد و شمرده می‌شود. وقتی کسی نمی‌آید، خبرِ آن انتخابات همین است، نه رقمی پای صفحه.

  • نماینده‌ات

    حالانماینده‌ای که به او رأی داده‌ای، پیش از تو از شورای نگهبان گذشته و بعد از تو هم به همان جواب می‌دهد. مشروح مذاکرات عمومی است؛ جوابِ نامه معمولاً نه.

    در ایران آزادنماینده به حوزه‌اش جواب می‌دهد و بس. نامه‌ات ثبت می‌شود و در مهلت قانونی پاسخ می‌گیرد؛ رأی‌های او روی یک صفحه، به نام.

بعدی: آیینهٔ مجلس

آینده‌های دموکراسی · ایران۱۴۰۵
آینده‌های
دموکراسی
پانزده تجربه دربارهٔ آینده‌های دموکراسی در ایران
۰۰۰