آینده‌های دموکراسیEN
انتخابات

حق رأی همگانی است؛ اما نوجوانان، بی‌شناسنامه‌ها و نام‌هایی که به برگهٔ رأی نمی‌رسند بیرون می‌مانند.

احزاب

صدها حزب مجوز دارند، اما اعضایشان اندک است و سیاست از راه جریان‌ها و لیست‌ها می‌گذرد.

سهمیه‌ها

پنج کرسی مجلس برای اقلیت‌های دینی کنار گذاشته شده؛ زنان ۱۴ کرسی از ۲۹۰ کرسی دارند.

رأی از ۱۸؟

تا ۱۳۸۵ از پانزده سالگی رأی می‌دادیم؛ بعد شد ۱۸.

رأی از ۶ سالگی؟

برای رأی دادن یک توانایی لازم است: گفتن اینکه چه می‌خواهی.

رأی بدون شناسنامه

چهار میلیون نفر کار می‌کنند و مالیات می‌دهند، اما رأی ندارند.

چه کسی نامزد می‌شود؟

انتخابات ۱۴۰۲: از ۴۹ هزار ثبت‌نام‌کننده، ۱۵ هزار نفر تأیید شدند.

یک نفر، سی رأی

در تهران هر رأی‌دهنده تا ۳۰ نام روی برگه می‌نویسد.

حزب پای کار می‌آورد، اگر…

…با بحث‌های باز و زنده به محله‌ها و جمع‌های گوناگون برود.

حزب یا کارزار؟

در ایران سیاست از راه جریان‌ها و لیست‌ها می‌گذرد، نه حزب.

فعال حزبی بیشتر، اگر…

…وقتِ حزبی ساعت کار حساب شود یا معافیت مالیاتی بیاورد.

حزبی برای زنان؟

بلهزنان کمتر از ۵ درصد مجلس‌اند؛ حزبی باید برایشان بجنگد.

سهمیه‌ای که داریم

اصل ۶۴: پنج کرسی از ۲۹۰ کرسی مجلس برای اقلیت‌های دینی.

سهمیه همه‌چیز نیست

سهمیه آزادی انتخاب را محدود می‌کند؟ کدام گروه‌ها سهمیه بگیرند؟

۱۰۰٪

دستگیرهٔ هر چرخ را بگیر و بچرخان

رأی · انتخابات · احزاب · سهمیه‌ها

چرخ‌دنده‌های تنوع

صافی

چه کسی به برگهٔ رأی می‌رسد؟

هر رأی از یک صافی رد می‌شود که پیش از صندوق کار می‌کند: نظارت استصوابی. این‌جا سه مسیر است؛ اهرم را بکش تا سوراخ‌های صافی باز شود و ببین چه کسانی به برگه می‌رسیدند.

مجلس ۱۴۰۲

حدود ۴۹ هزار نفر ثبت‌نام کردند

۳۱

از هر صد ثبت‌نام‌کننده ۳۱ نفر به برگهٔ رأی می‌رسند

حدود ۱۵ هزار نفر به برگهٔ رأی رسیدند · ۲۹۰ کرسی

دو نفر از هر سه نامزد را شورایی حذف کرد که کسی به آن رأی نداده؛ پیش از آن‌که یک رأی شمرده شود.

تأیید صلاحیت نامزدهای مجلس ۱۴۰۲، اسفند ۱۴۰۲ · نظارت استصوابی، ۱۳۷۰

ریاست‌جمهوری ۱۴۰۳

۸۰ نفر ثبت‌نام کردند

۸

از هر صد ثبت‌نام‌کننده ۸ نفر به برگهٔ رأی می‌رسند

۶ نفر به برگهٔ رأی رسیدند · یک صندلی

از ۱۳۷۶ تا ۱۴۰۳ صدها زن برای ریاست‌جمهوری ثبت‌نام کردند؛ شمار تأییدشده‌ها: صفر.

تأیید صلاحیت نامزدهای ریاست‌جمهوری ۱۴۰۳، خرداد ۱۴۰۳ · زنان ثبت‌نام‌کرده برای ریاست‌جمهوری، خرداد ۱۴۰۳ · زنان و ریاست‌جمهوری، ۱۴۰۳

در ایران آزاد

هر که فرم را پر کند و چند صد امضا بیاورد

۱۰۰

از هر صد ثبت‌نام‌کننده ۱۰۰ نفر به برگهٔ رأی می‌رسند

همه به برگهٔ رأی می‌رسند · ۲۹۰ کرسی، به رأی

صافی برداشته شده؛ تنها غربال، رأی‌دهنده است. نامزد بد را صندوق رد می‌کند، نه هیئتی پیش از صندوق.

نامزدی در کشورهای آزاد، ۲۰۲۴

صافی را برمی‌داری؟

رأی · چرخ‌دنده‌های تنوع

انتخابات، احزاب، سهمیه‌ها: یازده چرخ‌دنده برای ایرانِ آزاد، هر کدام یک پیشنهاد، و روی هر کدام آنچه حالا هست. بچرخان، بخوان، رأی بده.

چرخ‌دنده‌های تنوع

جامعهٔ ایران گوناگون است: آدم‌هایی با پیشینه‌ها، خواسته‌ها و نیازهای بسیار متفاوت این‌جا زندگی می‌کنند. یک نظام سیاسیِ خوب‌طراحی‌شده باید کاری کند که همهٔ این آدم‌ها به حساب بیایند. انتخابات و احزاب در این نظام نقش مهمی دارند. با این حال بسیاری حس می‌کنند در این نظام نمایندگی نمی‌شوند یا منافعشان به‌اندازهٔ کافی دیده نمی‌شود. مشارکت در انتخابات مجلس اسفند ۱۴۰۲ به حدود ۴۱ درصد رسید؛ کمترین رقم از ۱۳۵۷. وقتی این‌طور می‌شود، باید چیزی عوض شود. یک پاسخ ممکن: تنوع بیشتر در دموکراسی ما. کدام چرخ‌دنده‌های تنوع را می‌خواهی بچرخانی؟

نوشتهٔ ما

منابع

  • مشارکت در انتخابات مجلس اسفند ۱۴۰۲: حدود ۴۱ درصد (۴۰٫۶ درصد در دور اول)؛ کمترین از ۱۳۵۷ستاد انتخابات وزارت کشور، به نقل از اتحادیهٔ بین‌المجالس و رسانه‌ها، اسفند ۱۴۰۲

انتخابات

در انتخابات، خواسته‌های گوناگون رأی‌دهندگان جمع و سنجیده می‌شود و چیزی شبیه ارادهٔ جمعی شکل می‌گیرد که نمایندگان بر پایهٔ آن تصمیم می‌گیرند. در ایران حق رأی همگانی است: هر ایرانیِ بالای هجده سال می‌تواند رأی بدهد و عضوی برابر از جامعه شمرده می‌شود؛ در انتخابات ۱۴۰۳ بیش از ۶۱ میلیون نفر واجد شرایط بودند؛ اما به که رأی بدهند، پیش از آن‌ها تصمیم گرفته شده بود: از هر سه ثبت‌نام‌کننده، دو نفر به برگه نرسیدند. «همگانی» یعنی چه؟ چه کسانی را بیرون می‌گذاریم؟ نوجوانان، میلیون‌ها نفر که بی‌شناسنامه‌اند، و همهٔ آن‌ها که نامشان هرگز به برگهٔ رأی نمی‌رسد.

نوشتهٔ ما

منابع

  • واجدان شرایط رأی در ۱۴۰۳: حدود ۶۱ میلیون نفرستاد انتخابات وزارت کشور، تیر ۱۴۰۳
  • افغانستانی‌های مقیم ایران: حدود ۴ میلیون نفر با وضعیت‌های حقوقی گوناگونکمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل؛ ACAPS، ۱۴۰۵
  • تأیید صلاحیت نامزدهای مجلس ۱۴۰۲: حدود ۴۹ هزار ثبت‌نام، حدود ۱۵ هزار تأییدگزارش‌های مطبوعاتی اسفند ۱۴۰۲؛ پایگاه دادهٔ ایران (دانشگاه سیراکیوز)، اسفند ۱۴۰۲(نقل‌شده)

احزاب

احزاب، وقتی پای منافع گوناگون شهروندان در میان است، کارهای مهمی بر عهده دارند: به دغدغه‌ها گوش می‌دهند، خواسته‌ها را جمع می‌کنند، برنامه می‌نویسند و موضوع‌های تازه را به مجلس می‌برند. در انتخابات نامزد معرفی می‌کنند تا منافع ما را نمایندگی کنند. در ایران صدها حزب مجوز دارند، اما اعضایشان اندک است و سیاست بیشتر از راه جریان‌ها و لیست‌های انتخاباتی پیش می‌رود تا حزب. چه چیزی باید عوض شود تا حزب دوباره معنا پیدا کند؟

نوشتهٔ ما

منابع

  • احزاب دارای مجوز: صدها حزب؛ بیش از ۲۰۰ در فهرست کمیسیون مادهٔ ۱۰کمیسیون مادهٔ ۱۰ احزاب، وزارت کشور، ۱۴۰۵(برآورد)

سهمیه‌ها

سهمیه‌ها تازه نیستند، اما هنوز بحث‌برانگیزند: معمولاً وقتی مطرح می‌شوند که منافع گروهی به‌اندازهٔ کافی نمایندگی نمی‌شود؛ مثلاً زنان، اقوام، یا کم‌درآمدها. ایران همین حالا یک سهمیه دارد: پنج کرسی مجلس برای اقلیت‌های دینی. در مجلس دوازدهم ۱۴ زن نشسته‌اند؛ کمتر از پنج درصد. سهمیه بخشی از کرسی‌ها یا جای‌های بالای لیست را برای این گروه‌ها کنار می‌گذارد.

نوشتهٔ ما

منابع

  • کرسی‌های اقلیت‌های دینی: ۵ از ۲۹۰ کرسی: زرتشتیان ۱، کلیمیان ۱، مسیحیان آشوری و کلدانی ۱، ارامنهٔ شمال و جنوب ۲اصل ۶۴ قانون اساسی، ۱۳۶۸
  • زنان مجلس دوازدهم: ۱۴ نفر (۴٫۸ درصد)؛ بعضی منابع ۱۰ نفرفهرست نمایندگان مجلس دوازدهم، خرداد ۱۴۰۳

چه کسانی را بیرون می‌گذاریم؟

کودکان و نوجوانان در هیچ انتخاباتی رأی ندارند تا تعیین کنند چه کسی منافعشان را نمایندگی می‌کند. میانهٔ سنی ایران حدود ۳۴ سال است، اما بیشتر نمایندگان مجلس بین ۴۰ تا ۶۰ سال دارند. آنچه آن‌ها تصویب می‌کنند برای جوان‌ترها هم لازم‌الاجراست؛ همان‌ها که باید طولانی‌ترین زمان با این تصمیم‌ها زندگی کنند.

چهار میلیون ساکن بی‌شناسنامه در هیچ انتخاباتی رأی ندارند. و از هر سه نفری که برای نمایندگی ثبت‌نام می‌کنند، یکی به برگهٔ رأی می‌رسد.

نوشتهٔ ما

منابع

  • میانهٔ سنی ایران: حدود ۳۴ سالبرآوردهای جمعیتی سازمان ملل، ۱۴۰۵
  • سن نمایندگان مجلس: میانگین حدود ۵۴ سال؛ دو‌سوم بین ۴۰ تا ۶۰ سالسال تولد ۲۰۸ نمایندهٔ مجلس دوازدهم در فهرست‌های عمومی، خرداد ۱۴۰۳(برآورد)
  • افغانستانی‌های مقیم ایران: حدود ۴ میلیون نفر با وضعیت‌های حقوقی گوناگونکمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل؛ ACAPS، ۱۴۰۵
  • تأیید صلاحیت نامزدهای مجلس ۱۴۰۲: حدود ۴۹ هزار ثبت‌نام، حدود ۱۵ هزار تأییدگزارش‌های مطبوعاتی اسفند ۱۴۰۲؛ پایگاه دادهٔ ایران (دانشگاه سیراکیوز)، اسفند ۱۴۰۲(نقل‌شده)

رأی از ۱۸؟ یک زمانی از ۱۵ سالگی رأی می‌دادیم

از ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۵ سن رأی در ایران ۱۵ سال بود. در دی ۱۳۸۵ مجلس با ۱۵۱ رأی موافق در برابر ۳۰ مخالف آن را به ۱۸ سال رساند و شورای نگهبان همان هفته تأییدش کرد. استدلال: هم‌سنگ شدن با سن سربازی و گواهینامه. منتقدان گفتند یک بلوک بزرگ رأی‌دهندهٔ جوان حذف شد.

«جوان‌ترها بلوغ سیاسی ندارند!» خیلی‌ها این را می‌گویند، اما پژوهش‌ها نشان می‌دهد پانزده‌ساله‌ها همان‌قدر سیاست را می‌شناسند و به آن علاقه دارند که هجده تا بیست‌وپنج‌ساله‌ها. بزرگ‌سال‌ها هم لازم نیست «صلاحیت رأی دادن» را ثابت کنند. پس مرز درست کجاست؟

پرسش روی چرخ: سن رأی را دوباره پایین بیاوریم؟

نوشتهٔ ما

منابع

  • سن رأی: ۱۵ سال از ۱۳۵۸؛ ۱۸ سال از دی ۱۳۸۵ (۱۵۱ موافق، ۳۰ مخالف)، تأیید شورای نگهبان در همان هفتهمصوبهٔ مجلس، دی ۱۳۸۵؛ گزارش‌های مطبوعاتی، دی ۱۳۸۵
  • دانش سیاسی نوجوانان: پانزده‌ساله‌ها در دانش و علاقهٔ سیاسی تفاوت معناداری با ۱۸ تا ۲۵‌ساله‌ها ندارندپژوهش‌های اتریش پس از رأی از ۱۶ سالگی (۲۰۰۷)، ۲۰۱۲(نقل‌شده)

رأی از ۶ سالگی؟ چند دلیل ممکن

برای رأی دادن فقط یک توانایی پایه لازم است: بیان ترجیح. این را می‌شود در مدرسه تمرین کرد، همان‌جا که سیاست هم درس داده می‌شود. پس هرکس مدرسه می‌رود می‌تواند رأی هم بدهد. بچه‌ها تحت تأثیر بزرگ‌ترها رأی می‌دهند؟ پژوهشی در این باره نیست.

اما این را می‌دانیم که سالمندان هم زیر تأثیر اطرافیانشان رأی می‌دهند. رأی‌دهندگان خیلی جوان سهم کوچکی از رأی‌دهندگان‌اند و نمایندگان همچنان بزرگ‌سال می‌مانند. ولی: دموکراسی می‌تواند جان تازه بگیرد و بحث سیاسی با بچه‌ها برای همه آموزنده است.

پرسش روی چرخ: هرکس مدرسه می‌رود، رأی بدهد؟

نوشتهٔ ما

رأی بدون شناسنامه

نزدیک چهار میلیون افغانستانی در ایران زندگی می‌کنند، کار می‌کنند، کرایه و مالیات می‌دهند و سهمی در جامعه دارند. بسیاری نسل دوم و سوم‌اند و همین‌جا به دنیا آمده‌اند. اما بی‌شناسنامه، در هیچ سطحی حق رأی ندارند؛ نه برای شورای محله، نه مجلس.

قانون ۱۳۹۸ به فرزندان مادر ایرانی و پدر خارجی راهی به تابعیت داد. کارت آمایش، ثبت‌نام است نه شهروندی. آیا می‌خواهیم حق رأی همچنان به شناسنامه گره بخورد؟ اگر نه، چند سال اقامت برای رأی کافی است، و در کدام انتخابات؟ ۴۵ دموکراسی در جهان به ساکنان مهاجرشان در سطح محلی، منطقه‌ای یا ملی حق رأی می‌دهند.

پرسش روی چرخ: رأی را از شناسنامه جدا کنیم؟

نوشتهٔ ما

منابع

  • افغانستانی‌های مقیم ایران: حدود ۴ میلیون نفر با وضعیت‌های حقوقی گوناگونکمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل؛ ACAPS، ۱۴۰۵
  • تابعیت فرزندان مادر ایرانی: قانون مصوب مهر ۱۳۹۸مجلس شورای اسلامی، مهر ۱۳۹۸
  • حق رأی ساکنان غیرشهروند: حدود ۴۵ دموکراسی در سطح محلی، منطقه‌ای یا ملیپایگاه دادهٔ حق رأی مهاجران (GLOBALCIT)، ۲۰۲۲(نقل‌شده)

چه کسی می‌تواند نامزد شود؟

بیرون گذاشتن فقط دربارهٔ رأی‌دهندگان نیست؛ دربارهٔ نام‌هایی است که به برگهٔ رأی می‌رسند. در ایران هر نامزد باید از تأیید صلاحیت بگذرد: هیئت‌های اجرایی و سپس شورای نگهبان، با تفسیری از «نظارت استصوابی» که از ۱۳۷۰ برقرار است. در انتخابات مجلس ۱۴۰۲ از حدود ۴۹ هزار ثبت‌نام‌کننده نزدیک به ۱۵ هزار نفر تأیید شدند.

هیچ زنی تاکنون برای ریاست‌جمهوری تأیید صلاحیت نشده؛ واژهٔ «رجال» در قانون اساسی چنین تفسیر شده است. وقتی فهرست نامزدها پیش از رأی‌گیری کوتاه می‌شود، انتخاب رأی‌دهنده هم کوتاه می‌شود. معیارها باید عمومی، روشن و قابل اعتراض باشند؟

در دموکراسی‌های آزاد نامزد شدن یک فرم است و گاهی چند صد امضا یا ودیعه‌ای که بعد از رأی برمی‌گردد. باور و سابقهٔ نامزد را کسی نمی‌سنجد؛ رأی‌دهنده می‌سنجد. صافیِ ۱۳۷۰ در هیچ کشور آزادی همتا ندارد و مجلسی که از آن می‌گذرد، مجلسِ رأی‌دهنده‌ها نیست.

پرسش روی چرخ: در ایران آزاد، صافیِ تأیید صلاحیت اصلاً باید باشد؟

نوشتهٔ ما

منابع

  • نظارت استصوابی: تفسیر شورای نگهبان از اصل ۹۹ در ۱۳۷۰شورای نگهبان، ۱۳۷۰
  • تأیید صلاحیت نامزدهای مجلس ۱۴۰۲: حدود ۴۹ هزار ثبت‌نام، حدود ۱۵ هزار تأییدگزارش‌های مطبوعاتی اسفند ۱۴۰۲؛ پایگاه دادهٔ ایران (دانشگاه سیراکیوز)، اسفند ۱۴۰۲(نقل‌شده)
  • زنان و ریاست‌جمهوری: تاکنون هیچ زنی تأیید صلاحیت نشده؛ واژهٔ «رجال» در اصل ۱۱۵ چنین تفسیر شدهشورای نگهبان؛ سوابق انتخابات ریاست‌جمهوری، ۱۴۰۳

یک نفر، سی رأی

شکل دیگری از رأی دادن همین حالا در ایران هست: حوزه‌های چندنماینده‌ای. تهران ۳۰ نماینده به مجلس می‌فرستد و هر رأی‌دهنده می‌تواند تا ۳۰ نام یا کد نامزد را با دست روی برگه بنویسد.

انتخاب بیشتر، اما برگه‌های بلند، رأی‌های باطلهٔ بیشتر و برتریِ لیست‌ها بر آدم‌ها. حوزه‌های کوچک‌تر با یک نماینده رابطهٔ نزدیک‌تر می‌سازند، اما اقلیت‌ها را بیرون می‌گذارند. کدام را ترجیح می‌دهی؟

پرسش روی چرخ: حوزه‌های کوچک‌تر، هر کدام با یک نماینده؟

نوشتهٔ ما

منابع

  • حوزهٔ انتخابیهٔ تهران: ۳۰ نماینده؛ هر رأی‌دهنده تا ۳۰ نام یا کدقانون انتخابات مجلس، ۱۴۰۲

احزاب این‌طور مردم را پای کار می‌آورند که…

…با بحث‌های باز و زنده به محله‌ها و جمع‌های گوناگون برود.

…با کارهای مشخص به تنوع پایبند باشد و برایش بکوشد.

…در کارزار انتخاباتی از اصول و ارزش‌ها بگوید، نه فقط از نام‌ها.

…بگذارد همهٔ اعضا دربارهٔ کارزار و نامزدها تصمیم بگیرند.

پرسش روی چرخ: کدام‌یک تو را به یک حزب نزدیک‌تر می‌کند؟

نوشتهٔ ما

کار احزاب چطور می‌تواند عوض شود؟

در ایران سیاست بیشتر از راه جریان‌ها می‌گذرد تا حزب: اصول‌گرا، اصلاح‌طلب، اعتدال‌گرا، مستقل. لیست‌های انتخاباتی مثل «لیست امید» در ۱۳۹۴ جای حزب را گرفتند. کمتر کسی حس می‌کند حزبی نمایندگی‌اش می‌کند. برای شنیده شدن خواسته‌های فوری، شکل‌های انعطاف‌پذیرتر، دیجیتال و بازتری هست که سلسله‌مراتب در آن‌ها نقش کمتری دارد.

کارزارها همین کار را می‌کنند: کارزار «تغییر چهرهٔ مردانهٔ مجلس» در ۱۳۹۴، کارزار نجات دریاچهٔ ارومیه، انجمن‌های معلمان و بازنشستگان، امضاهای کارزار. آن‌ها راه‌های تازه‌ای به احزاب نشان می‌دهند، اما نمی‌توانند همهٔ کارهایشان را بر عهده بگیرند.

پرسش روی چرخ: احزاب باید بیشتر مثل کارزارها کار کنند؟

نوشتهٔ ما

منابع

  • لیست امید و زنان مجلس دهم: ۱۷ زن در مجلس دهم؛ وعدهٔ ۳۰ درصد زن در لیست‌های اصلاح‌طلبنتایج انتخابات مجلس ۱۳۹۴، ۱۳۹۵

برای اینکه آدم‌های بیشتری در حزب فعال شوند…

…می‌توانند معافیت مالیاتی بگیرند، «مستمریِ دموکراسی» داشته باشند، یا وقتی که می‌گذارند به عنوان ساعت کار حساب شود.

…مهدکودک برایشان فراهم یا پرداخت شود و بتوانند آنلاین هم شرکت کنند؛ مثلاً با یک اپ.

پرسش روی چرخ: حقوق بازنشستگی برای کار حزبی؟

نوشتهٔ ما

به حزبی برای زنان نیاز داریم؟

بله: زنان کمتر از پنج درصد مجلس‌اند، در شوراها اندک‌اند و هرگز نامزد ریاست‌جمهوری نبوده‌اند. باید حزبی باشد که مشخصاً برای خواسته‌های آن‌ها و علیه نابرابری و تبعیض بجنگد.

نه: برابری زنان موضوع یک اقلیت نیست؛ نیمی از جامعه است. تبعیض و نابرابری را خیلی‌ها تجربه می‌کنند، حتی مردها. برای همین همهٔ احزاب و لیست‌ها باید این موضوع را جدی‌تر دنبال کنند.

نوشتهٔ ما

منابع

  • زنان مجلس دوازدهم: ۱۴ نفر (۴٫۸ درصد)؛ بعضی منابع ۱۰ نفرفهرست نمایندگان مجلس دوازدهم، خرداد ۱۴۰۳
  • زنان و ریاست‌جمهوری: تاکنون هیچ زنی تأیید صلاحیت نشده؛ واژهٔ «رجال» در اصل ۱۱۵ چنین تفسیر شدهشورای نگهبان؛ سوابق انتخابات ریاست‌جمهوری، ۱۴۰۳

سهمیه‌ای که همین حالا داریم

اصل ۶۴ قانون اساسی پنج کرسی از ۲۹۰ کرسی مجلس را برای اقلیت‌های دینی کنار گذاشته است: زرتشتیان یک، کلیمیان یک، مسیحیان آشوری و کلدانی یک، و ارامنهٔ شمال و جنوب هر کدام یک نماینده. سهمیه در ایران ایدهٔ تازه‌ای نیست.

نمونهٔ دیگر: از ۲۰۱۴ نیمی از نامزدهای انتخابات مکزیک باید زن باشند؛ در ۲۰۱۸ زنان ۴۹ درصد کرسی‌های دو مجلس را گرفتند. در ایران، لیست‌های اصلاح‌طلب در ۱۳۹۴ وعدهٔ ۳۰ درصد زن دادند. سهمیهٔ برابر روی همهٔ لیست‌ها چه می‌کرد؟

پرسش روی چرخ: سهمیهٔ ۵۰ درصدی زنان روی همهٔ لیست‌ها؟

نوشتهٔ ما

منابع

  • کرسی‌های اقلیت‌های دینی: ۵ از ۲۹۰ کرسی: زرتشتیان ۱، کلیمیان ۱، مسیحیان آشوری و کلدانی ۱، ارامنهٔ شمال و جنوب ۲اصل ۶۴ قانون اساسی، ۱۳۶۸
  • سهمیهٔ برابر در مکزیک: نیمی از نامزدها زن از ۲۰۱۴؛ ۴۹ درصد کرسی‌های دو مجلس در ۲۰۱۸متن نمایشگاه؛ اتحادیهٔ بین‌المجالس، ۲۰۱۸(نقل‌شده)
  • لیست امید و زنان مجلس دهم: ۱۷ زن در مجلس دهم؛ وعدهٔ ۳۰ درصد زن در لیست‌های اصلاح‌طلبنتایج انتخابات مجلس ۱۳۹۴، ۱۳۹۵

چرا سهمیه همه‌چیز نیست…

قانونی باشد یا داوطلبانه، سهمیه بسته به نحوهٔ استفاده پرسش‌های گوناگونی پیش می‌کشد: چقدر آزادی انتخاب را محدود می‌کند؟ کدام گروه‌ها باید سهمیه بگیرند؟

چه اقدام‌های دیگری، به‌جای سهمیه یا در کنارش، لازم است تا آدم‌ها توانمند و پشتیبانی شوند؟ بدون باور به این‌که تنوع و فرصت برابر مهم است، سهمیه فایدهٔ چندانی ندارد. پس شاید نوش‌دارو نباشد، اما می‌تواند گام مهمی باشد.

پرسش روی چرخ: سهمیه: گام مهم یا محدودیت؟

نوشتهٔ ما

نسبت

«نسبت»: نموداری از سهم زنان در جمعیت (نیمی) کنار سهمشان در مجلس دوازدهم (۱۴ از ۲۹۰)، و سهم جوانانِ زیر ۳۰ سال در جمعیت کنار سهمشان در مجلس (نزدیک صفر).

نوشتهٔ ما

منابع

  • زنان مجلس دوازدهم: ۱۴ نفر (۴٫۸ درصد)؛ بعضی منابع ۱۰ نفرفهرست نمایندگان مجلس دوازدهم، خرداد ۱۴۰۳

حالا / در ایران آزاد

  • حالا

    چهارده زن در مجلس دوازدهم: کمتر از پنج درصد.

    زنان مجلس دوازدهم، خرداد ۱۴۰۳

    در ایران آزاد

    میانگین پارلمان‌های جهان بیست و هفت درصد؛ مکزیک با قانون برابری، چهل و نه.

    زنان در پارلمان‌های جهان، ژانویهٔ ۲۰۲۵ · سهمیهٔ برابر در مکزیک، ۲۰۱۸

    فاصله: بیست و دو نفر از هر صد صندلی.

  • حالا

    از حدود چهل و نه هزار ثبت‌نام‌کننده، حدود پانزده هزار نفر به برگه رسیدند؛ بقیه را شورایی حذف کرد که کسی به آن رأی نداده.

    تأیید صلاحیت نامزدهای مجلس ۱۴۰۲، اسفند ۱۴۰۲ · نظارت استصوابی، ۱۳۷۰

    در ایران آزاد

    نامزدی یک فرم است، گاهی چند صد امضا یا ودیعه‌ای که برمی‌گردد؛ باور نامزد را رأی‌دهنده می‌سنجد، نه هیئتی.

    نامزدی در کشورهای آزاد، ۲۰۲۴

    فاصله: دو نفر از هر سه نامزد.

  • حالا

    در چهل و شش سال هیچ زنی به برگهٔ رأی ریاست‌جمهوری نرسیده؛ واژهٔ «رجال» چنین تفسیر شده.

    زنان و ریاست‌جمهوری، ۱۴۰۳

    در ایران آزاد

    هیچ کشور آزادی زنان را از برگهٔ رأی بیرون نمی‌گذارد.

    نامزدی در کشورهای آزاد، ۲۰۲۴

    فاصله: نیمی از جمعیت.

هر عدد سمت «حالا» از فهرست عددهای سایت است؛ هر عدد سمت «در ایران آزاد» رقم واقعی کشوری آزاد یا نهادی بین‌المللی است، نه آرزو.

برای بحث

  1. اگر یک چرخ‌دنده را می‌شد فردا چرخاند، کدام را انتخاب می‌کردی و چه کسی مخالفت می‌کرد؟
  2. سهمیه برای زنان یا جوانان: گام مهم است یا محدودیت انتخاب؟ استدلال طرف مقابل را چطور می‌گویی؟
  3. رأی بدون شناسنامه: چند سال زندگی در یک شهر کافی است تا در تصمیم‌هایش سهم داشته باشی؟

در همین موضوع · رأی

چه می‌شود کرد · رأی

  • شوراها

    حالاانتخابات هفتم شوراهای شهر و روستا هنوز بی‌تاریخ است و نامزدهایش از همان صافیِ تأیید صلاحیت می‌گذرند. شورایی که انتخاب می‌کنی، بودجه‌اش را شهرداری می‌بندد.

    در ایران آزادشورای محله با سهمی از بودجه که خودش خرج می‌کند، نامزدی بی‌صافی، و تاریخ انتخاباتی که در قانون است، نه در دست کسی.

  • رأی سفید و نیامدن

    حالابرگهٔ سفید در آمار رسمی جزو «آرای باطله» می‌آید و پای صفحه اعلام می‌شود. نیامدن هم شمرده می‌شود: در ۱۴۰۲ از هر صد نفر پنجاه و نه نفر.

    در ایران آزادرأی سفید ستون خودش را دارد و شمرده می‌شود. وقتی کسی نمی‌آید، خبرِ آن انتخابات همین است، نه رقمی پای صفحه.

  • نماینده‌ات

    حالانماینده‌ای که به او رأی داده‌ای، پیش از تو از شورای نگهبان گذشته و بعد از تو هم به همان جواب می‌دهد. مشروح مذاکرات عمومی است؛ جوابِ نامه معمولاً نه.

    در ایران آزادنماینده به حوزه‌اش جواب می‌دهد و بس. نامه‌ات ثبت می‌شود و در مهلت قانونی پاسخ می‌گیرد؛ رأی‌های او روی یک صفحه، به نام.

بعدی: شانسِ قرعه

آینده‌های دموکراسی · ایران۱۴۰۵
آینده‌های
دموکراسی
پانزده تجربه دربارهٔ آینده‌های دموکراسی در ایران
۰۰۰