یک سال
دیوارها، شب به شب
هر شب، از هر دیوارِ پرده یک قاب گرفته میشود: تختهای که پرتر میشود، شبکهای که شاخه میزند، نخهایی که روی هم مینشینند. اینجا قابها پشت هم میآیند، یک روز در هر ضربه. آخر هر سال از همین قابها یک فیلم درمیآید.
هنوز قابی نیست. اولین شبی که دستگاه عکس بگیرد، اینجا یک روز دارد؛ یک سال بعد، یک فیلم.
تختهٔ آرزوها
۰ شب
هنوز قابی از این دیوار نیست.
شبکهٔ صداها
۰ شب
هنوز قابی از این دیوار نیست.
دیوار نخها
۰ شب
هنوز قابی از این دیوار نیست.
دیوار جملهها
۰ شب
هنوز قابی از این دیوار نیست.
آیینهٔ مجلس
۰ شب
هنوز قابی از این دیوار نیست.
همان دیوارهایی که روی پرده میروند؛ کیت میگوید چطور. هیچ نام و نشانی در قابها نیست.